.................تو می آیی..............
.................................مرا اندكي دوست بدار ولي طولاني.....................................
دلتنگی ام را از تو پنهان می کنم ، برگرد هر جور باشد چهره خندان می کنم ، برگرد با اینکه از این گریه های غم گریزی نیست بعد از تو آن را زیر باران می کنم ، برگرد بوی نوازش های دستان تو را دارد گیسوی خود را تا پریشان می کنم ، برگرد آرام می گیرد در آغوشم به جای تو بغض بی'>غریبی را که مهمان می کنم ، برگرد از من سراغ بوسه هایت را نمی گیرند وقتی لبانم را پشیمان می کنم ، برگرد بی تو دلم را می سپارم دست پاییز و این خانه را مانند زندان می کنم ، برگرد قصدت اگر خاموشی این جسم بی جان است کار تو را این بار آسان می کنم ، برگرد بلنــــــد بلنــــــــــد بلنــــــــــــد تر از آنی که فکرش را بکنی... هی می خندم و می خندم ! بگذار حساب و کتاب همه چیز از دستم برود... بگذار دلم خوش باشد به مستی خنده هایی که با تو ، بی تو بودنم را از یادم می برد... چوب خط دلخوشیهایم پر شده و دلم را خوش کرده ام به همین خنده های گاه و بیگاهی که روکشی از خوشبختی مصنوعی روی زندگی ام کشیده... من خوشبختم ! بی تو ؟؟!!! نه-این یک دروغ محض است خنده هایم را مچاله می کنم و باز دلم می گیرد .... ديگر نمي توانم متن هاي طولاني را تا آخرش بخوانم تقصير خودت بود؛ آمدي ،رفتي ... به هر چه كوتاه عادتم دادي!!
اونی که هر روز به من سر میزد امروز به من سنگ میزنه. اونی که امروز به من سنگ میزنه به بیگانه ها سر میزنه. بیگانه اکه سنگ بزنه دردشو میشه تحمل کرد. ببین منو حرف من اینجاست سنگهارو دوست میزنه… جـــایــی بـایـــد باشــــد ببندم شال و میپوشم قدک را بگردم آب دریاهاسراسر باز دوباره تنهاییو شبو سکوتت باز دوباره یاد تو و غم نبودت باز دوباره بهت میگم تنهام گذاشتی رفتیو این بغضو توی صدام گذاشتی می خوام بهت بگم پیشم بمون اما نمیشه می خوام بهت بگم نرو نرو مگه چی می شه ؟ بعد تو پرسه می زنم شبای سردو خسته رو تو رفتیو منو حس پشت سرت گفتم نرو هر شب شمیمِ یادِ تو را نوش می کنم. من نغمه حضورِ تو را گوش می کنم. با اسمِ تو گشوده شوَد قفلِ درب ها. بی لطفِ تو خرافه بوَد جمع و ضرب ها. بینش پر از غنچه کند باغِ خانه را. زلفت به آسمان برد شأنِ شانه را. خاکم جوانه زار شوَد از طلوعِ تو. قلبم بنفشه بار دهد با شروعِ تو. غمخانه را صفا دهد لطفِ باغبان. شیرین تباه نمی کند شوقِ طالبان. ایثار و مهر و وفا رسمِ عاشقی است. صبر و ثبات و تحمّل شرطِ لایقی است. نشستم پای مشروب گفتن بخور به سلامتی اونی که دوستش داری پیکو به لبم نزدیک کردم ولی نخوردم. گفتند: چرا نخوردی؟ گفتم: سلامتی اونو توی پاکی میخوام نه تو مستی نه شاعرم تا بتونم واسه
نگاهت غزل بگم نه قادرم تا بتونم واسه چشات قصه
بگم فقط اینو خوب میدونم تا
زند ه ام تا جون دارم دوست دارم . . . تو برام مهم هستی ۳تا کلمه ئ شیرین: تو رو تحسین میکنم ۲تا کلمه ئ شگفت انگیز: دلتنگت هستم ۱ کلمه که از همه مهمتره:(((تو))) می خواهم بدون اسارت دوستت بدارم با آزادی کنارت باشم.بدون اصرار تو را بخواهم و با احساس گناه از تو دور نشوم با سرزنش از تو انتقاد نکنم . و با تحقیر به تو کمک نکنم و اگر تو نیز با من چنین باشی ما یکدیگر را غنی میکنیم
تو این روزا که تن پوشم شده ته مونده ی اشکام نیا باران زمین جای قشنگی نیست من از جنس زمینم و خوب می دانم كه گل در عقد زنبور است اما یك طرف سودای بلبل ، یك طرف بال و پر پروانه را هم دوست می دارد نیا باران پشیمان می شوی از آمدن زمین جای قشنگی نیست در ناودان ها گیر خواهی كرد من از جنس زمینم خوب می دانم كه اینجا جمعه بازار است و مردم عشق را در بسته های زرد كوچك نسیه می دادند در اینجا قدر مردم را به جو اندازه می گیرند در این جا شعر حافظ را به فال كولیان در به در اندازه می گیرند نیا باران زمین جای قشنگی نیست نیا باران نیا بارن برای فهمیدن حضورت در دنیای من نیازی نیست که با گام های بلند قدم برداری من عطر وجودت را که با باد می اید احساس میکنم اما تمام ترسم این است که قلب زخمی من تا صبح فردا دوام خواهد آورد یا نه .. می ترسم تو بیایی اما من نباشم... روبروی آینه ایستاده ام و به این تصویر
نا آشنا لبخند می زنم آیا این منم که در بهت آینه ها گم شده ام یا این
تویی که تمام من شده ای؟...


می خندم ...

تا از دلـــــــم بشويي غمهاي روزگـــــاران
تو روح سبز گلـــزار گل شاداب بي خـــار
مرا از پا فكنـــــــده شكســـــتنهاي بســيار
تو ياس نو دميــــــــــــده من گلبرگ تكيـده
روزي آيي كنــــارم كه عشق از دل رميده
تـــرا ناديدن مـــا غــم نباشد كـه در خيلت به از ما كــم نباشـــــد
من از دست تو در عالم نهم روي ،وليكن چون تو در عالم نباشد
روزي تو خواهي آمد از سوي مهـــــــرباني
اما زمن نبينــــــي ديگر به جا نشـــــــــاني
شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد ! زیبا بود امّا
شوخی بود !
حالا .... . . تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است !
من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . !
تمام این تنهایی
تاوان « جدّی گرفتن آن
شوخی » است .....
نمی دانم چرا حرفهایم،
به جای گلو
از چشمهایم
بیرون...........می آیند............!
دستم نمک نداشت هی میشکستیش
دلم چی ؟؟؟؟ بهونت واسه شکوندنای پشت سرهمت چی بود ؟
اینکه
گاهی سیگار می گیرد در دست یعنی
هنوز هم نشانی از تو در خاطرش هست!
تا
حالا شده عاشق بشی ولی دلت نخواد بدونه؟؟؟؟
تا حالا شده تمام شب گریه کنی بدون اینکه بدونی چرا
دلت بخواد تا صبح بیدار بمونی ولی بدونی به
جایی نمی رسی
تا حالا شده رفتنشو
تماشا کنی ولی نخوای بره
بعد آروم تو
دلت بگی دوست دارم اما نخوای بدونه
تا حالا شده....
برو
اگه میخوای بری ،
دلت
نسوزه واسه من !!
اینجوری
که کلافه ای
بد تره
خب ، دل رو بکن !!
بکن
دل و از این همه خاطره های روی آب
فک کن ندیدی ما همو حتی یه بارم توی خواب
راحت برو یه قطره هم
گریه نداره چشم من !!
اشکاشو پشت پای تو ، میخواد بریزه دل بکن ..
من که نمی میرم ،اگه
بخوای تو از اینجا بری
چون میدونستم که تو از اول راه مســـافری !!
شاید نفهمیدی که من بی
اونکه تو چیزی بگی
سپردمت
دست خــدا ، که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور ، شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم
فقط نمیدونم
نمـــی
دانـم چــــرا ؟!
ایـن
روزهــــا در
جـــواب هـــركــــه از حـــالم مـــی پرســــد تـــا مــــی گویــــم ... " خوبــــــــم " چشمـــــانم
خیس
مــــی شـــــود ... !
صندلی
خالی ...
لیوانهای
پر از شراب گلهای تازه ...
سیگارهای نیمه ...
تو
رفته ای یا هنوز نیامده ای ؟!!!
گاهی
..
زندگی یعنی
دوست داشتن تو
بی هیچ امیدی !!!
...در
انتهای جاده
چشم در
راه منتظر ماندم تا چشم هایم تمام شد!! تو این بار آغازم کن
می
ترسم
می ترسم که بازی تمام شود! -لحظه ی دیدار- دستانم را پنهان می کنم مبادا بفهمی همه چیزم را باخته ام!
با
من حرف نمی زنی؟باشد
پاسخ
پرسشم نمی دهی؟باشد می
نویسم روی کاغذ.اما جوابم را بده "دوستم داری"؟ تو هم تکرار کن روی کاغذ که :"دوستم داری؟!"
...دیگر
نمی خواهم ببینمت!
"عکس
خیالی تو" کافی ست در قاب دلم... دوست داشتنش را بیشتر باور دارم وقتی "دستانش"را لمس نمی کنم
نازنینم!
تو سنگی! و من یک تکه شیشه! "سنگ بودن تو" شاید که شوخی باشد "ولی شکستن من" جدی است!
از
"تو" بدم می آید!
ببخشید! از واژه ی "تو" چه می شد اگر همه شعر های "من" با "تو "آغاز نمی شد؟!
می
خواهم گریه کنم!
وقتی که
زبانت می گیرد و
مرا- لحظه ای- "شما" خطاب می کنی "من"فاصله "شما"را با "تو" چگونه باید پر کنم؟
خنده
ام می گیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره
بگیری
می گویی:دلم برایت تنگ است یا مرا به بازی گرفته ای
یا معنی واژه هایت را خوب نمی دانی... دلتنگی ارزانی خودت من دگر دلم را به خداسپرده
ام 
لبخنـد بـزن تـا بـگم چـرا ...
لبخند جذابتان می کند. همه ما به سمت افرادی که لبخند می زنند کشیده می شویم.
لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد میکند که دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.
لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد. دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.
لبخند مسری است. لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را
هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.
لبخند زدن استرس را از بین می برد. وقتی استرس دارید، لبخند بزنید.
با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.
لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند. به این دلیل عملکرد ایمنی بدن
تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید.
با لبخند زدن حتی از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.
لبخند زدن فشار خونتان را پایین می آورد. وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز
قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.
لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.
تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث
بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.
لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد. عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند
صورت را بالا میکشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، پس همیشه لبخند بزنید.
لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید. به نظر می رسد افرادی که
لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.
لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید. لبخند بزنید.
حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید.
در اینصورت انجام اینکار خیلی سخت بنظر می رسد. درست است ؟!
وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که "زندگی خوب پیش می رود".
پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.
بشنو و باور کن :
لبخند بزن
بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا
و بدان که همین دنیا روزی آن قدر شرمنده می شود
که به جای پاسخ به لبخندهایت
با تمام سازهایت می رقصد
باور کن!

غــیــر از ایــــن کـــنــج تـــنــهـــایـــی !
تــــا آدمــــ گــــاهـــی آنــــجـــا جــــان بــــدهــــــد !
... مــثــــلا" آغـــــوش تـــــــو !
جـــــان مـــیـــدهد برای جــــــــــان دادن ...
بنازم گردش چرخ و فلک را
بشویم هر دو دست بی نمک را

. . . شانه ات . . .
ساعتی چند " رفیق " ؟؟ . . .
نیستی که ببینی چگونه بی تو تنها درغروب دل نواز كوچه باغ عاشقی قدم
می زنم
نیستی که ببینی شب بی تو غم آلود است
نیستی که ببینی
برسرقرار پا به پای آن درخت چنار پیر شدم
نیستی که ببینی ابرهای عاشق چشمم
در نبود تو بارانی است
نیستی كه ببینی گلزار دلم مدتهاست كه بیابان شده است
وعطش ناك عشق
توست
نیستی كه ببینی لعل لبانم بی تو پای آن درخت
چنارعشق را به همراه خود
به خوابگاه ابدی می برد...
سیراب شدم از پاكی
نگاهت و تطهیر یافتم در معبد چشمانت...
در ورای فكرها تو را چگونه بسرایم ؟
كه شب در نگاه ژرف تو آرام نشسته...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



اگر دریای دل آبیست تویی فانوس زیبایش![]()
اگر آیئنه یک دنیاست تویی مفهوم و معنایش![]()
تو یعنی دسته ای گل را از آن سوی افق چیدن![]()
تو یعنی پاکی باران تو یعنی لذت دیدن![]()
تو یعنی یک شقایق را به یک پروانه بخشیدن![]()
تو یعنی از سحر تا شب به زیبایی درخشیدن![]()
تو یعنی یک کبوتر را زتنهایی رها کردن![]()
خدای آسمان ها را به آرامی صدا کردن![]()
تو یعنی روح باران را متین و ساده بوسیدن![]()
و یا در پاسخ یک لطف به روی غنچه خندیدن![]()
اگر چه دوری از اینجا تو یعنی اوج زیبایی![]()
کنارم هستی و هر شب به خوابم باز می آیی![]()
اگر هرگز نمی خوابند دو چشم سرخ و نمناکم![]()
اگر در فکر چشمانت شکسته قلب غمناکم ![]()
ولی یادم نخواهد رفت که یاد تو هنوز اینجاست![]()
میان سایه روشن ها دل شیدای من تنهاست![]()
نباید زود می رفتی و از دل کوچ می کردی![]()
افق ها منتظر ماندن که از این راه برگردی ![]()
اگر یک آسمان دل را به قسط عشق بردارم ![]()
میان عشق و زیبایی تورا من دوست می دارم![]()
گاهی دلم ازهرچه آدم است
میگیرد...
گاهی دلم دوکلمه حرف مهربانانه میخواهد...
نه به شکل دوستت
دارم ویا نه به شکل بی تو میمیرم...
ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش...
فردا روز دیگری ست ! 
من در حال نوازشِ دلی که سخت گرفته است از تو ....
مدام بر او
تکرار می کنم که نترس عزیز دل...
آن دستها به هیچکس وفا
ندارند.....

تموم دلخوشیم اینه بگی بازم تورو می خوام
تو این روزا که بی میلی شده حرف شب و روزت
تموم دلخوشیم اینه بمیرم من تو آغوشت
تو این روزا که تنهایی گره خورده به احساسم
تموم دلخوشیم اینه هنوزم رو تو حساسم
هنوزم رو تو حساسم به این حالی که من دارم
حسودی میکنه هر کی میبینه دل به تو دادم
هنوزم رو تو حساسم عجب حال خوشی دارم
من این احساس زیبا رو به آغوشت بدهکارم
هنوزم رو تو حساسم


| :قالبساز: :بهاربیست: |














